سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
تراوشات یک ذهن زیبا
[ و ابو جعفر محمد بن على باقر از او ( ع ) حکایت کرد که فرمود : ] دو چیز در زمین مایه أمان از عذاب خدا بود ، یکى از آن دو برداشته شد پس دیگرى را بگیرید و بدان چنگ زنید : امّا امانى که برداشته شد رسول خدا ( ص ) بود . و امّا امانى که مانده است آمرزش خواستن است . خداى تعالى فرماید « و خدا آنان را عذاب نمى‏کند حالى که تو در میان آنانى و خدا عذابشان نمى‏کند حالى که آمرزش مى‏خواهند » [ و این از نیکوتر لطایف معنى را برون آوردن است و ظرافت سخن را آشکار کردن . ] [نهج البلاغه]

پیشنهاد می کنم حتماً کلیپ رو از لینک زیر ببینید

 

اسلام رحمانی

 

اسلام رحمانی




دسته بندی : سیاسی

ارسال شده در: دوشنبه 94 مرداد 12 :: 12:22 صبح :: توسط : یک ذهن زیبا

خداوند

دوبار تکرار کرده تا ته دلمون قرص باشه

 

اِن مع العسر یسرا




دسته بندی : مطالب اسلامی و مذهبی

ارسال شده در: دوشنبه 94 مرداد 12 :: 12:14 صبح :: توسط : یک ذهن زیبا

تا حالا به راه رفتن مارمولک دقت کردین؟

دوقدم راه میره، می ایسته، دوباره یکم میره، می ایسته...!!


همش فک می کنه یه چیزی جا گذاشته، شکاک!!

 

شکاک




دسته بندی : عکس و مطالب طنز

ارسال شده در: پنج شنبه 94 خرداد 28 :: 6:10 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

تا الان که خیلی پرخیر و برکت بوده این ماه

فقط 29 روز و نصفی مونده...!

 


زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

...

...

 روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی


ماه رمضان




دسته بندی : مطالب اسلامی و مذهبی

ارسال شده در: پنج شنبه 94 خرداد 28 :: 5:55 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

http://mohsenfarmani.persiangig.com/image/kids_hiding.jpgper




دسته بندی : عکس و مطالب طنز

ارسال شده در: دوشنبه 94 خرداد 18 :: 8:35 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

گویا اخیراً  خانم مهناز افشار تو یه مصاحبه گفته :


می خواد تا پنج سالگی برای بچه اش اسم نذاره که خود بچه اسم خودش رو انتخاب کنه .


خب .. بچه پنج ساله اسم خودشو چی میذاره؟!  میزاره " باب اسفنجی " یا " بن تن "


البته اشتباه مهناز افشار رو پدربزرگ پسر شجاع هم کرده بود،


تا آخر عمرش اسمش " پدر پسر شجاع " موند

 

http://images.persianblog.ir/586419_d1LoTKun.jpg


من میگم بذاره New Folder بعداً سرفرصت اسمشو عوض کنه

چه عجله ایه...؟! 
http://www.sevenforums.com/geek/gars/images/4/7/types/thumb_Yellow_Folder.png




دسته بندی : تحلیل خبری

ارسال شده در: دوشنبه 94 خرداد 18 :: 8:26 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

25




دسته بندی : متفرقه

ارسال شده در: پنج شنبه 94 اردیبهشت 10 :: 9:43 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

پاسخ معمای پادشاه و 3 زندانی


گویا در این 1 ماه و نیم  کسی نتونست این معما رو حل کنه، 


کسایی که معما رو ندیدن این لینکش هست:


لینک معما


معما پادشاه و 3 زندانی

 

 

پاسخ:


قبل از اینکه 3 زندانی A و B و C وارد زندان شوند با هم قرار می گذارند که


زندانی A و B هرکدام حداکثر دو بار، اگر با لامپ خاموش مواجه شدند لامپ را روشن کنند!


و زندانی C دقیقاً چهار بار، اگر با لامپ روشن مواجه شد لامپ را خاموش کند.
 

پس از چهارمین بار که زندانی C لامپ را خاموش کرد،


با قطعیت به پادشاه می گوید که هر 3 نفر تابحال به حضور پادشاه رسیده اند.


===============================================


جواب را برای دو حالت (از ابتدا لامپ روشن باشد یا خاموش) بررسی می کنیم:


فرض کنید حالت اولیه لامپ روشن باشد:


چون لامپ روشن است، با هر تناوبی که پادشاه زندانی  A و B را صدا بزند هیچ اتفاقی نمی افتد


تا اینکه پادشاه زندانی C را برای اولین بار صدا بزند.(بار اول C لامپ را خاموش کرد)


حال فرض کنید که یکی از آن دو زندانی مثلاً A را صدا بزند!
 

A برای بار اول لامپ را روشن می کند!
 

حال دوباره تا نوبت زندانی C نشود هیچ تغییری روی حالت لامپ رخ نمی دهد!


C برای بار دوم لامپ را خاموش می کند(بار دوم)


حال فرض کنید B برای اولین بار لامپ را روشن کند!
 

سپس C برای سومین بار لامپ را خاموش می کند(بار سوم)


حال فقط کافیست که A یا B برای دومین بار لامپ را روشن می کند!
 

سپس C برای بار چهارم لامپ روشن را خاموش می کند
 

و به پادشاه اعلام می کند که هر 3 نفر تاکنون صدا زده شده اند.



فرض اینکه حالت اولیه لامپ خاموش باشد رو خودتون بررسی کنید

اگر مشکلی بود مطرح کنین!!




دسته بندی : معما

ارسال شده در: دوشنبه 93 اسفند 4 :: 4:48 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

توجه            توجه

 

به دلیل خشکسالی و کمبود بارش سالیانه

و همچنین جهت جلوگیری از مصرف بی رویه آب

با کسانی که مبادرت به ریختن آب رو می کنند به شدت برخورد خواهد شد


مصرف بی رویه کار خیلی بدیه!!

 


پ.ن: توجه داشته باید که با آبروی کسی بازی نکنید،

چون آب وسیله بازی نیست و این کار نوعی اسراف محسوب می شود.




دسته بندی : حرف های مثبت 18

ارسال شده در: شنبه 93 بهمن 25 :: 8:23 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا

کریم

 

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد.

چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد.

کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.

کریم خان گفت: این اشاره‌ های تو برای چه بود؟

درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.

آن کریم به تو چه قدر داده است و به من چه داده؟

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت چه می‌خواهی؟

درویش گفت: همین قلیان مرا بس است.

چند روز بعد، درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.

خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد!

پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد! روزگاری سپری شد.

درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد

و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت:

نه من کریمم نه تو!

کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است...




دسته بندی : داستان کوتاه

ارسال شده در: شنبه 93 بهمن 25 :: 7:59 عصر :: توسط : یک ذهن زیبا
< 1 2 3 4 5 >> >
درباره وبلاگ
پیوندها
+O
گل
Hunter
صفحات وبلاگ
لوگو

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 40
بازدید دیروز: 228
کل بازدیدها: 693224